من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم

Su, 2017.11.19, 4:20 AM
Welcome Guest

Registration
Login

نویسنده قرآن کیست؟


نویسنده قرآن کیست؟
 
 
این نوشتار در پی آن است که با شیوه جدید به قرآن بنگرد و نویسنده واقعی آن را بر ملا
 
 کند.آنچه به دنبال این مقدمه می آید ،تحقیقی بر پایه استدلال و منطق در ارتباط با تألیف قرآن است.بنابراین شیوه ما مخالف شیوه آن دسته از مؤمنانی است که چشم بسته و بی چون و چرا درستی قرآن را باور دارند .نویسنده این نوشتار با موشکافی کردن و تجزیه و تحلیل آیه های قرآن ، سیره نبوی(زندگینامه حضرت محمد ) و احادیث به این نتیجه رسیده است که گروه هایی در تألیف قرآن دست داشته اند.این آیه ها نه گفتار خداست و نه محمد به تنهایی آنها را نوشته است.قرآن نوشته یک موجود یا یک شخص نیست.اشخاص گوناگونی در نوشتن، تألیف، اصلاح،گذاشتن و برداشتن آیه های قرآنی دست داشته اند. مهمترین افرادی که در نوشتن قرآن مشارکت داشته اند ، عمرالقیص،ورقه،ابی ابن کعب، حسن ابن ثابت، ابن قطامه ، زید ابن عمر، بحیرا و سلمان بوده اند. محمد قسمت کمی از آیه ها را از خود درآورده است . مهمترین کسی که در محمد برای خلق قرآن و اسلام انگیزه ایجاد می کرد ، زید ابن عَمربود که در مورد حنفیان موعظه می کرد.بعدها محمد دین حنفیان را به صورت اسلام دگرگون کرد.بنابراین در آن زمان این ادعا که اسلام دین جدیدی است ، حقیقت داشت .اما یافته مهمی که در اینجا مطرح است این است که قرآن کلام خدا نیست ودست نوشته بشر است و محمد آن را به سادگی به عنوان آخرین کلام الله به انسانها ارائه کرد.از میان دینهای قدیمی که محمد برای نوشتن قرآن از آن بهره برداری کرده است ، دین یمنیهای قدیم است که در این نوشتار به آن اشاره شده است و تأثیرآن بسیار مهم و اساسی بوده است . درحقیقت آدابی نظیر نمازهای پنجگانه و روزه ی سی روزه از همین یمنیها (صبائیهای قدیم) گرفته شده است.بنابراین قرآن ترکیبی از دینهای مختلفی است که در زمان محمد وجود داشته است.این محمد بود ، نه الله که از میان منابع مختلف مذهبی ، تعدادی را برگزید و سازگاری داد و قرآن را درست کرد.درحالیکه گروهای مختلفی در خلق قرآن مشارکت داشتند ، ولی محمد به تنهایی ویراستار آن بود وبه سادگی آن را بیان می کرد.
مقدمه:
مطابق اسلام ، زیر پرسش بردن الله به عنوان تنها خالق قرآن کفر و ناسزاگویی به مقدسات است.کسی که به اندازه اتمی در درستی قرآن شک کند ، ممکن است به مرگ محکوم شود.قرآن بالاتر از هر چیزی است.از آفریده های الله چیزی مقدس تر از قرآن نیست.اما از آنجایی که انسان موجودی کنجکاو است ، من از همان اوان کودکی که از من می خواستند قرآن را به صورت رسمی بخوانم در مورد صحت آن شک کردم.تحت آموزش یک ملای محلی خواندن قرآن را طی دو سال به صورت مقدماتی در مسجد محل یاد گرفتم.این ملا با عصای خیزرانی که در دست داشت ، به شاگردان قرآن درس می داد. چوبدستی او کاملاً درخشان بود چون هر روز قبل از آمدن شاگردان به حجره درس ، آن را با روغن چرب می کرد .من اطمینان دارم که هیچ کدام از ما خواندن و یادگیری قرآن را دوست نداشتیم. چون در آن دوران برای ما بچه ها، این کار یکی از سخت ترین و رنج آور ترین کارهایی بود که باید انجام می دادیم.ما سوره ها و آیه ها را حفظ می کردیم بدون اینکه حتی یک کلمه از معنی آنها را بفمیم. خود ملا هم معنی سوره ها را نمی فهمید.هر گاه از سوره ها پرسشی در ذهن ما ایجاد می شد ، پاسخ آن را با چوبدستی خیزران دریافت می کردیم.خواندن و یادگیری قرآن با تنبیه و کودک آزاری همراه بود.بنابراین قرآن پیش چشممان خوار شد و از ملا نیز نفرت داشتیم.
بعدها وقتی دانشگاه را تمام کردم و شروع به کار کردم ، یکی از همکارانم قرآنی که ترجمه عبدالله یوسف علی بود به دستم داد. دوست من یک مبلغ مذهبی بود و مرا تشویق کرد که قرآن را به دقت بخوانم.او مطمئن بود که وقتی من پیام قرآن را به خوبی درک کنم ، زندگیم برای همیشه عوض خواهد شد.با بی میلی قرآن را به دقت ، آیه به آیه و سوره به سوره خواندم.هر چه بیشتر می خواندم ، بیشتر شوک زده می شدم.کتابی که فرض بر این بود که کار مهربان ترین و بخشاینده ترین موجود است ، پر بود از نفرت و وحشت و فراخوانی برای کشتار و جنگ. بیشتر آیه های آن اختصاص داشت به دستور کشتار کسانی که تسلیم جهان بینی قرآنی نمی شوند. البته تعداد کمی از آیه ها نیز شاعرانه و دارای ریتم وخوش ساخت بود و گاهی هم مقاهیم معنوی خوبی داشتند . به غیر از مقداری جزئی از این آیات ، من بقیه قرآن را مزخرف دانستم.آیه های بی شماری به مؤمنین مجوز می داد که جنگ بی امانی را بر علیه کسانی که ایمان نیاورده اند ،شروع کنند.با خود گفتم چگونه الله که باید بخشاینده ترین و مهربان ترین موجود باشد،کتابی چنین بد سرشت آورده است که به آشغال می ماند و دستورالعمل ، جنگ و کشتار و غارت است؟
روزی که دوست مبلغم در مورد قرآن از من پرسید، به سادگی به او گفتم چیزهایی جالب و تعجب آوری در قرآن یافتم که هرگز فکر نمی کردم چنین چیزهایی در آن باشد. در حال تجزیه و تحلیل جزئیات آن هستم.او گفت : قرآن بسیار جالب است. اینطور نیست؟ من با لبخندی گفتم این را تو می گویی
چند سال بعد با استفاده از قرآنهایی که توسط اشخاص دیگری ترجمه شده بود ، بیشتر در قرآن غور کردم.تفسیر قرآن را هم خواندم. بارها و بارها خواندم وخواندم تا مطمئن شوم چیزی که آنها شرح داده اند ، درست است.هر چه قرآن را بیشتر می خواندم بیشترناراحت و پریشان و عصبانی می شدم .از این عصبانی بودم که از دینی کشتار کننده که از بچگی بر من تحمیل شده بود ، دلسرد شده بودم.چیزهایی که در قرآن می خواندم ، مرا بر آن داشت که در مورد پرسش همیشگی خود در ارتباط با نویسنده واقعی قرآن به تحقیق بپردازم.سالهای درازی رنج و زحمت کشیدم تا به پاسخ آن پرسش دست یافتم.در این نوشتار سعی شده است که به آن پرسش ، پاسخ گفته شود.سالها تصمیم داشتم این مقاله را بنویسم ، حالا که تمام شده ، شما هم باید در مورد این پرسش که نویسنده واقعی قرآن کیست تفکر و تعمق کنید.
در نتیجه تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که عده زیادی در تألیف و ساخت قرآن دست داشته اند.اکثر مسلمانان از این راز آگاهی ندارند ، اما در دل آیات قرآنی و احادیث و سیره حضرت محمد می توان به اطلاعاتی دست یافت که دست الله را از آفرینش این کتاب کوتاه می کند.الله را نویسنده قرآن دانستن دروغی ابتدایی است که هزار سال است بشر به این دروغ باور دارد.ما می توانیم با اطمینان بگوییم که محمد هم به تنهایی نویسنده قرآن نبود.در حقیقت بخش عمده قرآن توسط چندین نفر نوشته شده است.مهمترین آنها از این قرار هستند.
· عمر القیص ، یک شاعر قدیمی بود که چند دهه پیش از تولد محمد وفات یافته بود.
· زید ابن عمر ابن نوفل که در زمان خود یک مرتد محسوب می شد و در مورد دین حنفیان تبلیغ و موعظه می کرد.
· لبید که شاعر دیگری بود
· سلمان فارسی که راز دار و مشاور محمد بود
· بحیرا که یک راهب مسیحی در کلیسای سوریه بود
· جبر که همسایه مسیحی محمد بود
· ابن قطامه که یک برده مسیحی بود
· خدیجه که اولین زن محمد بود
· ورقه که عموی خدیجه بود
· اُبی ابن کعب که منشی محمد و کاتب قرآن بود
· خود محمد
گروهای دیگری نیز در تألیف قرآن مشارکت داشتند که از این قرار هستند:
· صبائیها(یمنیهای امروزی)
· عایشه ،کودکی که به همسری محمد 53 ساله درآمد
· عبدالله ابن سلام ابن الحریث، که یک فرد یهودی مسلمان شده بود.
· مخیریق، که یک عالم یهودی مسلمان شده بود
البته فهرستی که از نویسنده های احتمالی قرآن تهیه کرده ام کامل نیست.
کسان دیگری ممکن است دست اندرکار تألیف قرآن بوده اند که من شاید حتی نامی از آنها نشنیده باشم.ولی حدس می زنم برای یک بحث فشرده و مختصر ، لیستی که تهیه کردم کافی باشد. در این نوشتار من کمکهایی را که این افراد برای تألیف قرآن کرده اند ، برشمرده ام.
حالا برای اینکه قرآن و نویسنده آن را خوب بشناسیم باید یک پیش زمینه ای از محمد که سرور آفریدگان دنیاست ، به دست آوریم.
پیشینه بت پرستی محمد
شکی نیست که محمد از پدر و مادری کافر و بت پرست به دنیا آمد.پدر او عبدالله و مادرش آمنه هر دو مشرک بودند و بتهای متعددی را می پرستیدند.تمام دوران کودکی تا نوجوانی را کافر و مشرک بود.امروزه برای بسیاری از مسلمانان هضم این مسئله بسیار دشوار است.اما هشام ابن الکلبی، نویسنده کتاب الاصنام، در صفحه 17 کتاب خود در مورد پیشینه بت پرستی محمد سخن گفته است.
"به ما گفته شده است که رسول خدا روزی گفته است که من در زمانی که به دین قوم خویش بودم گوسفندی سفید برای عزی قربانی کردم."
در این گفتار محمد به بت پرستی خود که دین قوم قریش بوده است ، اعتراف کرده است.
محمد در توافقی که با قریش می کند ، بتهای مهم آنها را می ستاید و می گوید اینها در پیش الله شفاعت کننده هستند..ابن کلبی در همان صفحه می گوید:
قریش عادت به طواف کعبه نداشتند و می گفتند:
قسم به لات و منات و عزی که بلند پایه هستند و شفاعت آنها لازم است.
آنها همچنین این سه بت را دختران خدا می نامیدند و بر این باور بودند که اینها در پیشگاه خدا شفاعت کننده هستند.وقتی که محمد به عنوان رسول خدا برگزیده شد ، خدا در حق آنان چنین فرمود:
آیا هرگز لات و عزی و سومین آنها منات را دیده ای؟آیا شما برای خود پسر می خواهید و برای او دختر؟اگر جنین چیزی بود ، تقسیم نادرستی بود.ای مشرکان این بتها چیزی نیستند جز نامی که شما و پدرانتان بر آنها نهاده اید و خدا هیچ دلیلی بر معبودیت آنها نازل نفرموده است.آنها چیزی را جز گمان و خیال باطل خود پیروی نمی کنند و در بت پرستی از هوای نفس خود پیروی می کنند.از جانب خدا برای آنها هدایت آمد و اما آنها دانسته راه ضلالت و شرک را برگزیدنتد.
وقتی محمد به بزرگسالی رسید و در گرد همایی سالیانه شاعران در بازار عکاظ حضور پیدا کرد،عمیقاً زیر تأثیر بیانات ، احساسات، شیوایی کلام و تفاسیری که این شعرا از انسانیت داشتند ، قرار گرفت.او آغاز به زیر پرسش بردن بت پرستی کرد و برای خدای یگانه موعظه و تبلیغ کرد.آفریدگاری شبیه به آنچه مسیحیان و یهودیان آن زمان به آن باور داشتند.اما در انتخاب اینکه چه خدایی خدای اوست ، سر در گم بود.الله در آن زمان برترین الهه ی کافران بود.(خدای ماه بود. به همین دلیل است که سمبول ماه را بر بالای مساجد می گذارند.)تنها خطای آنها این بود که در کنار الله ، بتهای دیگری نظیر لات و منات و عزی و هبل را به عنوان شفاعت کننده در نزد الله می پرستیدند.بنابر این در ابتدا که اندیشه خدای قادر و مطلق به ذهنش خطور می کند ،الله در ذهنش نبود. علاوه بر این ،در آن زمان حتی شیطان پرستان و جادو گران نیز برای الله نذر و نیاز می بردند؛ بنابراین محمد از این که الله را خدای خود بنامد شرم داشت.
در زمان جاهلیت مردم یمن الهه ی دیگری را به نام الرحمان می پرستیدند.محمدی مدتی به جای الله ، الرحمان را خدای خود قرار داده بود.تصادفاً الرحمان نام خدا در تلمود یهودیان هم بود.
محمد هوشمندانه با خود اندیشید که با انتخاب نام الرحمان ، هم یهودیان و هم بعضی از بت پرستان را می تواند به دین جدید خود جذب کند .
اما وقتی که ادعای پیامبری کرد ، مردم مکه سر در گم شدند.آنان الرحمانی به جز آن که در یمن وجود داشت نمی شناختند.( بعضی از نویسنده ها می گویند که الرحمان بتی در یمن بوده است .)قریش برای اینکه ادعای محمد را به اثبات برسانند ، نماینده ای به پیش یهودیان مدینه فرستادند، چرا که می اندیشیدند که الرحمان الهه ای است که حقیقتاً در یمن یا یمامه وجود دارد ابن سعد تاریخ نویس مسلمان (vol.i, pp.189-190
)می نویسد :.
قریش الندر ابن الحریث ابن الاقامه و عقبته ابن معیت و چند نفر دیگر را به سوی یهودیان یثرب فرستادند تا در مورد محمد از آنها پرس و جو کند.آنها به پیش یهودیان مدینه رفتند و به آنها گفتند : ما پیش شما آمده ایم چون اتفاقی بزرگ برای ما رخ داده است.بچه یتیمی پست ادعاهایی بزرگ می کند. او می گوید که پیامبر الرحمان است ؛ در حالیکه ما هیچ الرحمانی به جز الرحمانی که مردم یمامه می پرستند ، نمی شناسیم.یهودیان از آنها پرسیدند در مورد او برای ما توضیح بدهید. وقتی که شرح آنها تمام شد ، در مورد کسانی که دنباله رو او شده اند ، پرسش کردند.آنها گفتند : مردم طبقه پایین . یکی از طلبه های یهودی با خنده گفت : این همان پیامبری است که ما وصفش را در کتابهای خود خوانده ایم . ما همچنین می دانیم که مردم با او دشمن هستند.اگر با ذهنی به دور از تعصب به 50 سوره اول قرآن(به ترتیب تاریخی) دقت کنیم،می بینیم که محمد در ابتدا بین خدا و الله و الرحمان سر در گم بوده است.او مطمئن نبوده است که کدام یک را باید به عنوان الهه ی خود برگزیند.در اینجا خلاصه ای از 50 سوره ای که محمد در ارتباط با ایده خود در مورد خدا آورده است، می آوریم.
رب یگانه- 68, 92, 89, 94, 100, 108, 105, 114, 97, 106, 75 ( یازده سوره)
رب– الرحمان -55و36(دو سوره)
الرحمان و الله و رب- 20
الله و رب- 96, 73, 74, 81, 87, 53, 85, 50, 38, 7, 72, 25, 35, 56, 26, 27, 28, 17 (18 سوره)
اینها سردرگمی اولیه محمد در مورد اله خود را می رساند.
قرآن هم تصدیق می کند که در ابتدا وقتی محمد در مورد اسلام موعظه می کرد سر درگم و گیج بود و چیزی از مذهب خود نمی دانست.
این است آنچه قرآن در مورد گمراهی محمد می گوید:
سوره الضحی آیه 7 می گوید محمد گمراه بود و خدا هدایتش کرد.
سوره 12 ، آیه 3 و سوره 42 آیه 52 ، محمد را پیش از رسالت نا آگاه می نامد.
سوره 12 آیه 3 می گوید : ما بهترین حکایات را به وحی این قرآن به تو می گوییم هر چند که پیش از این تو از غافلین بودی.
سوره 42 آیه 52 هم می گوید :...پیش از اینکه به تو وحی برسد ، نه می دانستی کتاب خدا چیست و نه می فهمیدی که راه شرع و ایمان کدام است.ولیکن ما این کتاب را نوری گرداندیم که به واسطه آن هر که را بخواهیم هدایت می کنیم.و اینک تو خلق را به راه راست هدایت خواهی کرد.
بنابراین محمد پایه های دین جدید را از کجا فرا گرفت؟ حالا به عمرالقیص و زید ابن عمر می پردازیم
عمرالقیص
عربهای قدیم از شعر لذت می بردند و برای شاعران در جامعه ارزش زیادی قادئل بودند و کلام بعضی از شاعران را نزدیک ترین کلام به کلام خدا می دانستند.عربهای بیابان نشین قدیم که از سرگرمیها و تفریح های طبیعی محروم بودند ،آرامش ، تسلی خاطر و حتی احساسات کینه و نفرت برای جنگیدن را در کلام سحرآمیز شاعران می یافتند.شاعران برای عربها غذای روحی فراهم می کردند اشعار 7نفر از این شاعران همیشه بر دیوار کعبه آویخته بود.این اشعار را معلقات می نامیدند.
فرهنگ لغت اسلام در صفحه 460 خود نوشته است که این اشعار را مذهبات یا شعر طلایی نیز می گفتند.علت این بود که این اشعار را با طلا می نوشتند.شاعرانی که اشعار آنها بر دیوار کعب آویخته می شد از این قرار بودند. عمرالقیص،زهیر ، طرفه ،عمر ابن کلثوم ، الحریث، عنتره و لبید.
از میان این شاعران فنا ناپذیر عمرالقیص از همه معروفتر و مهم تر بود.او پادشاه افسانه ای بی چون و چرای شعر عرب بود.او شاهزاده بود. چون پدرش حاکم یکی از قبایل عرب بود.به خاطر عشق زیادی که به شعر و شاعری داشت ، پدرش از او خسته شد و از کاخ خود بیرونش کرد.از آن پس به تنهایی زندگی کرد و اشتیاق خود به شعر را زنده نگه داشت.بالاخره او سرگردان شد. وقتی که در یک جنگ فبیله ای فبیله او به کلی منهدم شد به یک انسان مالیخولیایی تبدیل شد.او به اطراف سفر می کرد و سرانجام وارد قسطنطنیه شد.گفته شده است که او به دست حاکم رومی که بر قسطنطنیه حکمرانی می کرد کشته شد ، چون دل شاهزاده ای را با شعر و شاعری خود ربوده بود.او پیرامون سالهای 530- قبل از اینکه محمد به دنیا بیاید، از دنیا رفت.اشعار او بر سر زبان مردم عرب بود و مطمئناً محمد نیز این اشعار عالی را حفظ کرده بوده است.می گویند محمد گفته است که عمر القیص برترین شاعر عرب است.شکی نیست که او برانگیخته شده بود که در آیه های اولیه قرآن از او تقلید کند.
از نظر تاریخی می گویند العلق اولین سوره ای است که بر محمد نازل شده است.اما اگر قرآن به صورت سیستماتیک بررسی شود ، متوجه می شوید که اصلاً اینطور نیست.فرهنگ لغات اسلام در صفحه 485می گوید اولین سوره ها به احتمال زیاد از این قرار هستند
سوره زلزله،العصر،العادیات و الفاتحه
این سوره های کوتاه و از نظر معنوی غنی و مفتون کننده هستند.. شاید خالی از ارزش نباشد که این سوره های کوچک را بررسی کنیم.
سوره زلزله
هنگامی که زمین به سخت ترین زلزله خود به لرزه درآیدو بار های سنگین اسرار درون خود را همه از دل خاک بیرون ریزد . آن روز محشر آدمی گوید زمین را چه پیش آمد. آن هنگام زمین مردم را به حوادث خویش آگاه سازد.که خدا به او چنین الهام کند.. در آن روز قیامت مردم از قبرهای پراکنده بیرون آیند.تا اعمال خود را ببینند.پس هر کس به قدر ذره ای کار نیک کرده باشد ، پاداش آن را خواهد دید.و هر کس هم به قدر ذره ای کار زشت کرده باشد ، به کیفر خود خواهد رسید.
سوره والعصر
قسم به عصر که انسان همه در خسارت و زیان است.مگر آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند.و به درستی و راستی و پایداری در دین یکدیگر را سفارش کردند.
کلیر تیسدال نویسنده معروف کتاب ریشه های اسلام با مقایسه دو بخش از اشعار معلقات، به شباهتهایی بین این اشعار و این سوره ها دست یافته است.برخی از این اشعار را در اینجا می خوانیم:
آن ساعت (روز جزا) نزدیک است و ماه به دو نیمه شده است
قسم به نور با شکوه صبح
کلیر تیسدال در تفسیر این شعر می نویسد:
در قدیم سنت سخن پردازان این بود که ساخته خود را به دیوار کعبه می آویختند و همانطور که می دانیم 7 معلقات نیز به دیوار کعبه آویخته شده بود.می دانیم که فاطمه دختر محمد روزی که آیه ای ذکر شده را بلند تکرار می کرد، با دختر عمرالقیص برخورد کرد و او به فاطمه گفت : آنچه می خوانی پدرت از اشعار پدر من برداشته است و می گوید که از آسمان بر او نازل شده است! این داستان از عربهای قدیم به ما رسیده است.
بنابراین ارتباط بین اشعار عمرالقیص و بعضی از آیه ها به خوبی آشکار است.کلیر تیسدال در کتاب ریشه های قرآن در این ارتباط به جزئیات بیشتری می پردازد.
ارتباط بین اشعار عمرالقیص و قرآن چنان آشکار است که مسلمانان نمی توانند آن را انکار کنند. ولی می گویند قرآن در لوح محفوظ در بهشت از روز ازل وجود داشته است و این گفتارها از قرآن به درون کتاب عمرالقیص راه یافته است. پاسخ چیست؟البته ثابت کردن چنین چیزی از جانب مسلمانان دشوار است.
در حقیقت گفتار الله هم در معلقات و هم در دیوان لبید یافت می شوند.بنابراین ، آیا وقتی که مسلمین می گویند قرآن کلام خداست ، منظورشان این است که الله حرفهایش را از کتاب عمرالقیص کپی کرده است؟در
Site menu
Login form
News calendar
«  November 2017  »
SuMoTuWeThFrSa
   1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930
Search
Site friends
Our poll
Rate my site
Total of answers: 83