من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم

Tu, 2017.09.26, 2:00 PM
Welcome Guest

Registration
Login

جملات عاشقانه


                                     

جملات عاشقانه

من منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 

 

    

من به اندازه جشمان تو غمگين ماندم و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان

 

    

 
گرمم از حرارت وجود تو، مي خواهم به درگاهت سجده کنم، عاشقانه مي پرستمت و صادقانه به گناهانم اعتراف مي کنم و به لطف و بخشش تواميدوارم.الهي به اميد تو

     


اين همه خوني که دنيا در دل من مي کند جاي من هر کس که باشد ترک دنيا مي کند.

      


خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت , حيوانات را شهوت داد بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل.هر انساني عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است .هر انساني شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوانات است

    


چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

 

    


اگر يه روز تنها شدي اگه ديدي بغض كردي ولي دليل گريه كردن پيدا نمي كني بدون كه دل خدا برات تنگ شده ميخواد صداش كني

        


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

              


کاش قلبم در د پنهاني نداشت چهره ام رنگ پريشاني نداشت کاش برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

                 

           

                   


چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

         

            

             

 
آتشي روشن کرده ام و عهد بسته ام تا خاموش شدنش برايت دعا بخوانم تمام کارهايت رو به راه خواهند شد چرا که من هيزمي ديگر در شومينه انداخته ام


                


آنکسي که ميگفت :دوستت دارم عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه ميرفت و صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد:دوستت دارم

 

                 


دوستت داشتم.... يادت هست؟.......ولي تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن....رفتم بزرگ شم ولي انقدر بزرگ شدم که دوست داشتن از يادم رفت

              
در صفحه شطرنج زندگي همه مهره هايم مات مهرباني تو شد ومن قلبم را به تو باختم

            

                


تو به اندازه تنهايي من زيبايي ، من به اندازه زيبايي تو تنهايم 

 

        

                


مردم اغلب تنهايند زيرا به جاي پل ديوار مي سازند

               

              


رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ، ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن ، دوست داري بشکني قلب پريشان مرا ، دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن

             

               


تو اين دنيا همه نامردن كسي به كسي رحم نميكنه پس دعا كن كسي كه ماله تو بهت رحم كنه

 

                 

 
حالا که مي روي! آهسته برو... هر قدمت دور تر ، نفسم تنگ تر بگذار چشم آهسته آهسته نديدنت را بي اموزد

 


ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن. اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره. اگه اين رو بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير نيست

 

  


پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي

 


شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست

 
Site menu
Login form
News calendar
«  September 2017  »
SuMoTuWeThFrSa
     12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
Search
Site friends
Our poll
Rate my site
Total of answers: 83